![]() |
![]() |
|
| آنچنان کز برگ گل عطر گلاب آید برون / تا که نامت میبرم از دیده آب آید برون . . . |
|
سلام دوباره رفته بودم .... یعنی دوباره برده بودینم این چه رسمیه که واسه روز ولادتتون هدیه میدید ؟ همینه دیگه ..... خیلی حرفا تو دلم خونه کرده بودش که بگم . ولی همینقدر بگم که
هم ولادتتون قرین روزای غم میشه و هم شهادتتون
این یه رازه که ماها نمیتونیم ازش سر در بیاریم خیلی حرفا داشتم واسه روز ولادتتون ولی نشد بگم همین چی بگم دیگه ؟
***
ما را به در خانه رسانيد كه مستيم سرشار غم و مست مي جام الستيم
نشناخت كسي گر دل بشكسته ي ما را خود نيز ندانيم كه بوديم و كه هستيم
ما راه به سرمنزل مقصود نبرديم زيرا كه به نامردمي عهدي نشكستيم
راندند به خواري ز سر كوي محبت جاني كه به يك مو در اين خانه ببستيم
بستند در ميكده با آنكه به عمري پشت در اين خانه سر خاك نشستيم
اي دوست سلامت سر تو تا نزني مي ما جام پر از خون دل خويش شكستيم
ما را نه چنان خواه كه دلخواه تو باشد
علی علی علی حیدر مدد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 31 شهریور1387ساعت 11 قبل از ظهر توسط خادم ميخونه |
|
|
غایب همیشه حاضرم سلام
سیدم میدونم غربت دل خودتونه که امشب منو کشونده پای چوبه ی دار ... نه اینکه من لایق نوشتن برای شما باشم نه ... گفتم چوبه ی دار ! اره ، داری که با ریسمان غربت مولا مون اقا امیر المومنین ع دل و احساسات دیوونه هاتو به مسلخ عشق میبره ... هر مناسبتی که تو این مدت سپری شد همگی مصایب آل علی بودن که به خاطر نسبتشون با این آقا پیکراشون تیکه تیکه شد ... رفتیم تو هیئتا ! بر سر و بر سینه زدیم ، لطم زدیم ، گریه کردیم ، یا حسین ها گفتیم ، و با ماه وفا بیعت ها بستیم با بی حیایی برای مادرتون روضه خوندیم و از داغ علی ها سینه زدیم خیال کردیم اگه هی زیارت عاشورا بخونیم و انی سلم لمن سالمکم و تکرار کنیم شق القمر کردیم ... با هر لطم زدنمون دلمون و خوش کردیم که دیوونه ایم رفتیم اومدیم گفتیم شنیدیم ولی کو ؟
بازم دلم برات پر میکشه ... رو ویرونه های دل نازنینت داره پرسه میزنه ویرونه هایی که برای رسیدن بهشون ار تمام ابادی های زندگیم گذشتم ... به ولله گذشتم نفسم اینو تمام اونایی که منو میشناسنم میدونن
امشب باز دلم هوای لعن کرده . نمیدونم چرا بعد اینهمه دلتنگی و حرف شنیدن از غریبه و اشنا بجای درد دل و گلایه و .... دلم هوا لعن کرده کرده ...
اللهم العن جبت و الطاغوت بعدد فضائل حیدر بر ابابکر و عمر و عثمان و عایشه و ابن ملجم لعنت
خودتون بهم یاد دادین بزنم به سیم اخر این روزا وقت اذان وقتی دلم هوای حرم بی بی معصومه رو میکنه ، دیگه نمیتونم با خیال راحت تو کانال های تلویزیونی دنبال پخش مستقیم نماز از حرم مطهر باشم این و اونایی که دیدن میفهمن که چی گفتم : چطور ممکنه اونی که بهت انگ کافری زد بیاد و بگه الله اکبر ؟ اره همون همون که خودت میدونی چطور اونهمه ادم بهش اقتدا میکنن سیدم ؟
باز جیگرم اتیش گرفته . همه چیز تو این دنیا ما ها رو باز داد . بازی ای که برنده نهایی اش شما بودی و تماشاگرای خسته اش ما ... بی بی به اسمت قسم خانوم دیگه خسته شدم خلاصم کن ... اخه تا کی ؟ تا خون خوردن و حرفی نزدن ؟ تا کی هر روز داغ دل و با ضجه موره مرهم گذاشتن ؟
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود لیک به خون جگر شود صد بار خدا مرثیه خوان کرد مرا در بوته ی صبر امتحان کرد مرا هرگز نشکست پشتم از هیچ غمی جز مرگ تو که ناتوان کرد مرا
بذار همه ردم کنن ... هیچ کس تحویلم نگیره ... زخم زبونم که تا دلتون بخواد داریم میشنویم ...
مرا ملامت اغیار و عشق روی یار بس است جواب اهل ملامت مده به بحث و جدل
باشه چشم .. کاری به کسی نداریم ... فقط شما و اربابتون ... بذار هر کی هر چی میخواد بگه آخه : نقاب چهره ی یوسف رود کنار بس است آقا جانم : روز هفدهم رمضانه از سر جیگرم میگم این حرف و :
آقا جانم ! به عشق روی تو مردن هزار بار کم است که گفته دادن یک جان برای یار بس است ؟
اصلا من نمیدونم دارم چی میگم و از کجا میگم مثل همون موقع ا که وقتی می دیدی اونچه رو که کسی ندید ، از هر دری میگفتی از ارباب از مادر از قمر منیر بنی هاشم از بی معرفتی ما از خودتون
وای که چقدر دلم واس اون هروله ها پر میکشه
سیدم ! دیوونه هاتو دریاب چیزی به یتیمی مون نمونده آقا علی علی علی حیدر مدد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 11 قبل از ظهر توسط خادم ميخونه |
|
|
دوباره اومدم زار بزنم ، گریه کنم ، لعن بگم ، مستی کنم و تا سحر ذکر علی بگیرم نشد هر کاری کردم نشد دیگه بلد نیستم وقت جنون چکار کنم دیگه بلد نیستم چطور ضجه بزنم و مویه کنم اخه این دیگه کار هر لحظه ام شده
یه موجود مسخ شده که همه ازش نفرت دارن همینو میخواستم میخواستم مثل خودش بی ریا بشم یه عاشق بی ریا فقط عاشق خودش و اربابش
دیگه تموم شد نیومد هر چی صداش زدم هر چی التماسش کردم هر چی .... نیومد فقط یکی به من بگه چی شد ؟ هنوزم نمیدونم بخدا نمیدونم
فقط یادم میاد یه نیمه شبی دست و پامو با غل و زنجیر بستن انداختنم تو یه آتیشی که هنوزم براهه کسی نگفت چی شد و تاوان چی رو باید پس بدم فقط گفتن :
سیـــــد جواد ذاکــــر هم آســمانی شــد
یکی به من بگه این یعنی چی ؟
طعنه میزنن بد و بیراه میگن طرد میکنن آره سیدم اینجا با عاشقات چنین میکنن -------------------------------------------------------------------------------------------------- عاشق نشدي زاهد ، ديوانه چه مي داني در شعله نرقصيدي ، پروانه چه مي داني لبريز مي غمها، شد ساغر جان من خنديدي و بگذشتي ، پيمانه چه مي داني يك سلسله ديوانه ، افسون نگاه او اي غافل از آن جادو ، افسانه چه مي داني من مست مي عشقم ،بس توبه كه بشكستم راهم مزن اي عابد ، ميخانه چه مي داني عاشق شو و مستي كن ،ترك همه هستي كن اي بت نپرستيده ، بتخانه چه مي داني تو سنگ سيه بوسي ، من چشم سياهي را مقصود يكي باشد ،بيگانه چه مي داني دستار گروگان ده ،در پاي بتي جان ده اما تو ز جان غافل ،جانانه چه مي داني ضايع چه كني شب را ، لب ذاكر و دل غافل تو ره به خدا بردن ، مستانه چه مي داني
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 13 شهریور1387ساعت 12 بعد از ظهر توسط خادم ميخونه |
|
|
بسم رب الزینب
سلام و عرض تبریک به ساحت مقدس آقا امام زمان عج ارباب بی کفنمون ابا عبدالله الحسین ع و همچنین نوکر و سرباز خاص آقا امام زمان عج : آسید جواد ذاکر ره به مناسبت میلاد فرخنده ی کوثر ثانی و ملیکه ی ملک دل ما سید ذاکری ها رقیه ی بنت الحسین (س) که پیر میخونه مون با این اسم مستی ها کرده و هروله ها آفریده و نقش ها بر لوح دل و جانمون زده نمیدونم چی بگم و یا چی بنویسم که حق مطلب ادا بشه بنابراین به همین تبریک ساده بسنده میکنم فقط برسم همیشگی مون با چشم گریون همه چز رو واگذار میکم به خود سیدمون که از اربابشون هرانچه رو که به صلاحمونه - در راه قرب به اهل بیت (ع)- برامون طلب کنن
دعای همیشگی مون : اللهم ارزقنا شفاعه الحسین اللهم ارزقنا زیاره الحسین
ارباب جان عنایتی بفرمایید که زبون و دلمون یکی بشه یعنی هر چی که داریم به زبون میخوایم از ته دل باشه
الهی آمین
نام بی بی اعظم الاسماء بُوَد دخت ثارالله دین ما بُِِوَد نام او تسکین درد بی دواست عشق او فرمانروای قلب هاست عشق او در هر دلی جا وا کند سینه را سیناتر از سینا کند باده خوار و می پرستم کرده است عشق این دردانه مستم کرده است بر عوالم می نمایم سروری چون سگانش را نمودم نوکری چهارده معصوم باشند عاشقش نیست جز آل علی کس لایقش احمد و حیدر، حسن، زهرا، حسین اکبر و عباس، قاسم، زینبین او سکینه، او علی اصغر است اهل بیت عشق را او مظهر است سوره توحید سدّ راه ماست وَرنه می گفتم که او دخت خداست گر چه در بند حسین و زینبم اهل عالم من رقیه مذهبم بنده کس نیستم تا زنده ام یا حسین من دخترت را بنده ام
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 12 بعد از ظهر توسط خادم ميخونه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اولماقا نوکـــــر وجودیمـــده لیــــاقت گورمـــورم من سنه ننگـــم ولی سن افتخــارمسن حسیــن |
|
RSS
|